سلام .
خیلی وقت بود چیزی توی وبلاگم ننوشته بودم .
از دوستان وبلاگی ام هم خبری نداشتم . هنوز هم ندارم . باید برم بهشون سر بزنم .
یادش بخیر یک زمانی میومدم انترنت اونم نصف شب به عشق اینکه چندتا مطلب خوب پیدا کنم بذارم توی وبلاگ مردم استفاده کنند .
یک زمانی از طریق همین وبلاگ دوستان خوبی پیدا کرده بودم .
یک زمانی میرفتیم نیمباز گروه مذهبی میزدیم با خیلی ها چت میکردیم و کلی اطلاعاتمون میرفت بالا . کلی هم دوستای خوب پیدا میکردیم . با بعضی ها ساعت ها صحبت میکردیم . برام جالب بود بدونم طرف کیه و چیکارست ؟ وقتی بقیه از خودشون تعریف میکردن انگار دارم توی اون موقعیت میبینم شون . باهاشون احساس همدردی و یکی بودن میکردم . یادش بخیر .
یک زمانی یک نفر میومد وبلاگمون یکم تعریف میکرد ذوق مرگ میشدیم .
یک زمانی آمار رو نگاه میکردیم می دیدیم رسیده به صدتا بال در میاوردیم .
یک زمانی ....................
ولی حالا ....
میام اینترنت فقط برای اینکه چیزی بگیرم که بتونم بفروشمش یا توی آموزشگاهم استفاده کنم .
خیلی وقته دیگه از طریق وبلاگ دوستی پیدا نکردم . با دوستان قدیم هم رابطه ام خیلی خیلی کم شده چون وقتشو ندارم .
الان نیمباز بریم پر شده از روبات و کلی حرف های مزخرف .
الان دیگه 5 دقیقه چت کنم خسته میشم . اصلا برام جالب نیست با دیگران آشنا بشم . اگه یکی بیاد بگه من دو رگه ام یک رگم جن و یک رگم انسان بازم برام جالب نیست . فقط کسی که همکارم باشه یا بتونه باهام در رشته خودم همکاری کنه برام جالبه .
الان هر مطلبی بذاریم کلی تعریف و تشویق میاد البته 99% روبات هستند که هرچی هم تعریف کنند نخونده پاک میکنم .
الان زیاد برام فرق نمیکنه آمارم صدتا باشه یا هزارتا . فقط هوس میکنم چندتا تبلیغ بذارم پول در بیارم .
...........................................

الان خیلی فرق کرده .
گاهی اوقات دلم برای گذشته و دوستانم تنگ میشه .