سلام
دیروز رفته بودم بازار كامپیوتر اونم بعد از حدود هفت هشت ماه. راستش قبلآ رفته بودم یه لب تاپ بگیرم گفتند كمترین قیمت450 هزارتومان. بعد از این همه وقت وقت پیدا شد كه كار كنم و اون پول رو جور كنم. خوشحال دوباره رفتم تا چیزی رو كه میخواستم بگیرم.
رفتم بازار طالقانی و شروع كردم به قیمت گرفتن متوجه شدم ای بابا چه خبره؟!!! مگه من چند وقته اینجا نیومده بودم؟!!! قیمت ها یه جوری بود كه اصلآ جای گفتن نداره!!! گفتم بیخیال نخواستیم.

داشتیم برمیگشتیم توی راه چشمم به سیب چه هایی در داخل میوه فروشی  افتاد كه یادم میاد چند سال قبل كه مادر بزرگم میاورد ما بخوریم ناراحت میشدیم و بعضی وقتها نمی خوردیم. حالا چطور شده تو اینجا اونم نصبتآ وسط شهر اینا رو آورده؟ اولش گیج شدم ولی وقتی قیمتش رو دیدم فهمیدم اینجا نیاره كجا ببره؟ با این قیمت دیگه فكر نكنم چیزی به اون پایین های شهر برسه! اولین باری بود كه سیبچه اونم با اون وضع ناجور با این قیمت دیده بودم. كیلویی 3000 تومان.

یك لحظه یاد اصحاب كهف افتادم ! یعنی منم چند صد سال خواب رفته بودم؟